1- گروه باستان شناسی دانشگاه کاشان ، javadhoseinzadeh@gmail.com
2- استاد گروه باستان شناسی دانشگاه تهران
چکیده: (1856 مشاهده)
شاید نخستین رویکرد منسجم و هدفمند در باستانشناسی جهان، رویکرد تاریخ فرهنگی باشد که هدف آن تدوین چارچوب زمانی و مکانی فرهنگهای مادی گذشته است و از توضیحات انتشارگرایانه برای تبیین تغییرات فرهنگی در گذشته استفاده میکند. این رویکرد که از ابتدا تا میانۀ سدۀ بیستم بر اندیشه و فضای فکری و عملی باستانشناسی حاکم بود، دستاوردهای مهم و تأثیرگذاری برای باستانشناسی جهان به همراه داشت. اما با پیدایش نسل نوینی از باستانشناسان در دهۀ 19۵0 میلادی بهویژه در آمریکای شمالی رفتهرفته این رویکرد بهعنوان یک سرمشق نظری یا پارادایم افول کرده و جای خود را به رویکردهای جدیدتری داده که از آن با عنوان باستانشناسی نو یاد میشود. در باستانشناسی ایران این رویکرد با اندکی تأخیر و بهواسطۀ حضور باستانشناسان جوانتر فرانسوی و آمریکایی مانند رومن گیرشمن و اریک اشمیت به باستانشناسی ایران وارد شد. این رویکرد نهتنها فضای فکری باستانشناسی ایران را تا اندازهای سروسامان داد بلکه برای نخستینبار زیر چتر همین رویکرد بود که چارچوبی برای گاهنگاری و تعیین حدومرزهای فرهنگهای پیشازتاریخ ایران تدوین شد. در این نوشتار نخست با مروری بر تاریخ شکلگیری، رونق و افول این رویکرد در اروپا و آمریکا تلاش کردیم تا رد پای پیدایش و تحول و افول آن در باستانشناسی ایران را نیز پی بگیرم و نکات قوت و ضعف آن در ایران را مورد بررسی و مداقه قرار دهیم تا از این طریق مخاطبان، بهویژه باستانشناسان نسل جوانتر را با تاریخ اندیشهها و رویکردهای باستانشناختی در ایران و تأثیرات آن بر روند توسعه و پیشرفت باستانشناسی آشناتر کنیم.
شمارهی مقاله: 1
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشی |
موضوع مقاله:
باستان شناسی و تاریخ هنر دریافت: 1403/8/5 | پذیرش: 1403/9/21 | انتشار: 1403/9/30